ویاتک | اخبار حوزه دانش، فناوری و تکنولوژی به همراه مطالب علمی جذاب

آسیب‌شناسی نظام آموزشی کشور

Colorful Chalk at Chalkboard

سال‌هاست که می‌بینیم جوانانی با مدارک لیسانس، فوق لیسانس و دکترا به دنبال یافتن شغلی مناسب برای خود هستند، اما به نتیجه‌ای نمی‌رسند! وقتی به مدارک علمی افراد در جامعه می‌نگریم، آمار و ارقام این گونه نشان می‌دهند که مدرک علمی بسیاری از افراد جامعه و به خصوص جوانان فوق لیسانس و دکترا است، اما به واقع ارزش علمی این مدارک به چه میزان است؟

جالب است! هنگامی‌که به سطح مدارک علمی افراد جامعه می‌نگریم با آماری نزدیک به کشورهای پیشرفته‌ای چون آلمان و ژاپن روبه‌رو می‌شویم! اما به‌راستی پیشرفت علمی ما به اندازه کشورهایی چون آلمان و ژاپن است؟ به‌سادگی می‌توان پاسخ داد که خیر! آیا یک دانشجوی دکترا که از یکی از دانشگاه‌های ژاپن فارغ‌التحصیل می‌شود نیز به همان اندازه که یک دانشجوی ایرانی در چنین وضعیتی دغدغه یافتن شغلی مناسب را دارد، نگران آینده شغلی خود است؟ مشکل کار کجاست؟ آیا مدارک علمی دروغ می‌گویند؟! پاسخ تمام این سوال‌ها را باید در مشکلات نظام آموزشی کشور جستجو کرد! امروز می‌خواهیم به آسیب‌شناسی نظام آموزشی کشور بپردازم، با ما همراه باشید.

نظام آموزشی بی‌برنامه

messy

اگر بگوییم نظام آموزشی کشور در ابتدا از یک بی‌برنامگی رنج می‌برد، بی راه نگفته‌ایم! یک سال رنگ و روی کتاب‌های مدارس تغییر می‌کند و سال دیگر ترکیب سال‌ها در هر مقطع تحصیلی تغییر می‌کند! یک سال به دنبال حذف کنکور هستیم و سال دیگر از اهمیت کنکور در سنجش علم دانش آموزان می‌گوییم! به راستی با چه برنامه‌ای به پیش می‌رویم؟

کشوری که به دنبال پیشرفت و افزایش سطح علمی جامعه است، به یک برنامه کامل و همه‌جانبه برای نظام آموزشی خود نیاز دارد، برنامه‌ای که سطح علمی افراد جامعه را به درستی بسنجد، نیازهای علمی جامعه را به‌درستی شناسایی کند، اهداف نظام آموزشی را کاملاً مشخص کند، عدالت آموزشی را برای تمام افراد جامعه رعایت کند، به دنبال پر کردن خلأ علمی کشور باشد و… . بنیاد تحولات هر جامعه در نظام آموزشی آن جامعه نهاده می‌شود، اما آیا کشور ما یک نظام آموزشی با برنامه و اهداف مشخص دارد؟ به راحتی مشخص است که یکی از اصلی‌ترین مشکلات نظام آموزشی بی برنامه بودن آن است، اما برای رفع مشکلات نظام آموزشی و تدوین برنامه‌ای مناسب، ابتدا باید مشکلات را به صورت ریشه‌ای تر بررسی کرد و در پی رفع این مشکلات بر آمد، از این رو در ادامه به بررسی مشکلات ریشه‌ای نظام آموزشی می‌پردازیم.

کتب درسی نامناسب

books

دنیا روز به روز در حال کشف ابعاد علمی جدیدی از جهان هستی است و هر روزه پرده‌های بیشتری از ناشناخته‌های علمی کنار می‌رود، آیا نباید به تناسب پیشرفت‌های روزافزون علم، کتب جدید و با محتوا را برای نظام آموزشی کشور تدوین کرد؟ متأسفانه یکی از مشکلات اساسی نظام آموزش مدارس ما کتاب‌های درسی نامناسبی است که هنوز در مدارس تدریس می‌شوند! مگر می‌شود تنها با تغییر رنگ و لعاب کتب درسی تحولی عظیم را در نظام آموزشی کشور رقم زد؟

امروزه که با پیشرفت‌های علمی مشخص شده است که چه فاکتورهایی جذابیت یک کتاب را برای خواننده افزایش می‌دهند، چه مواردی به انتقال یک مطلب علمی به مخاطب کمک می‌کنند و چه مواردی از جذابیت یک متن می‌کاهند، آیا وقت آن نرسیده که کتبی را تدوین کرد که مخاطب را که همان دانش آموزان هستند به خود جذب کنند و از طرفی فراگرفتن مطالب جدید را برای آن‌ها شیرین کنند؟ اما این تنها مشکل کتب درسی نیست! متأسفانه بسیاری از مطالبی که امروزه در کتب درسی جای گرفته‌اند و به دانش آموزان آموخته می‌شوند، در آینده به کار نمی‌آیند و گویی تنها برای گذران وقت دانش آموزان تدوین شده‌اند! مگر نه این‌که سرمایه‌های هر کشوری دانش آموزانی هستند که در آینده می‌خواهند سرنوشت کشور را رقم بزنند؟ به راستی حتی کوچک‌ترین مطلب غیر ضروری ظلم به این آینده‌سازان نیست؟ این مشکل زمانی خود را به خوبی نشان می‌دهد که دانش آموزان به دانشگاه راه می‌یابند و ناگهان متوجه می‌شوند برخی از مطالبی را که در مدارس آموخته‌اند دیگر در دانشگاه کاربردی ندارد!

کتاب‌های درسی ما مطابق با دستاوردهای علمی روز تغییر نمی‌کنند و سالیان سال به یک شکل باقی می‌مانند

بر کسی پوشیده نیست که نظام آموزشی در مدارس ما از عدم وجود کتب درسی مناسب برای دانش آموزان رنج می‌برد! اما راه حل این مشکل چیست؟ پیش از هر تغییر و تحولی در کتب درسی، ابتدا باید نیازهای جامعه بررسی شود، کشورهای پیشرفته جهان و کتب درسی آن‌ها به دقت بررسی شوند، کشورهای با سرانه مطالعاتی بالا و جذابیت‌های کتب در این کشورها بررسی شوند و در نهایت با در نظر گرفتن تمام نیازهای علمی کشور به تدوین کتب درسی برای مدارس پرداخته شود. آیا در دنیایی با این سطح از ارتباطات و پیشرفت، رسیدن به چنین هدفی و تدوین کتب درسی مناسب برای پیشرفت علمی کشور به معنای واقعی، به چیزی جز یک برنامه‌ریزی دقیق و صحیح و بررسی تمام جوانب برای این کار و البته تلاشی راستین برای دستیابی به این هدف نیاز دارد؟

بی‌عدالتی آموزشی

poor-schools

بی‌شک یکی از مشکلات اساسی نظام آموزشی ما، بی‌عدالتی آموزشی است! مگر نه آن‌که حق تحصیل و آموزش از ابتدایی‌ترین حقوق مردم یک جامعه است و این حق باید به درستی و به صورت برابر برای همه مردم ادا شود! اما متأسفانه امروز قدرت پول به درون نظام آموزشی کشور نیز نفوذ کرده است، فرزندان خانواده‌هایی که از نظر مالی تأمین هستند به راحتی و تحت نظر بهترین اساتید به تحصیل مشغول هستند و در بهترین کلاس‌های آموزشی اوقات می‌گذرانند! سوی دیگر جامعه را که بنگریم با خانواده‌هایی روبه‌رو هستیم که به علت وضع مالی نه چندان مناسب نمی‌توانند فرزندان خود را در بهترین مدارس ثبت‌نام کنند و به اجبار فرزندان خود را به دست مدارسی با سطح علمی پایین‌تر می‌سپارند! این موضوع نتیجه‌ای جز تبدیل جامعه تحت آموزش به یک جامعه دو قطبی ندارد، در یک قطب قشری از جامعه وجود دارند که از حداکثر امکانات آموزشی بهره می‌برند و در قطبی دیگر که اکثریت جامعه را نیز تشکیل می‌دهند افرادی هستند که از امکانات آموزشی پایین‌تری بهره‌مند می‌شوند! چه بسا فرزندان با استعدادی از این مملکت که به دلیل ماندن در پشت سدهایی از جنس پول نتوانند حداکثر توانایی خود را در جامعه بروز دهند و از سوی دیگر فرزندان به نسبت کم استعدادی که تنها به واسطه قدرت پول بتوانند به مدارج عالی علمی برسند!

وضعیت هنگامی ناراحت کننده می‌شود که می‌بینیم امروزه شهریه برخی از مدارس حتی از شهریه آموزشگاه‌های عالی کشور نیز بالاتر است، به راستی علت چیست؟ شاید اورانیوم‌های کشور در این مدارس غنی سازی می‌شوند و ما بی‌خبریم!

همه ما به خوبی می‌دانیم که در دین اسلام همواره به عدالت اجتماعی دستور داده شده است و از سوی دیگر اسلام تمام افراد جامعه را به کسب علم و دانش دعوت می‌کند! به یقین زیبنده نیست در کشور ایران اسلامی شاهد بی‌عدالتی آموزشی باشیم و این موضوع جای هیچ توجیهی ندارد. اگر توقع داریم که کشوری پیشرفته را داشته باشیم، باید امکانات آموزشی را عادلانه و برای تمام اقشار جامعه فراهم کنیم تا تمامی فرزندان این مملکت بتوانند استعدادهای خود را به شکوفایی برسانند و هیچ یک از فرزندان و آینده‌سازان این سرزمین پشت سدی به نام پول نماند!

موسسات آموزشی

educational-institutions

مؤسسات آموزشی خود سبب شکل‌گیری نوعی بی‌عدالتی آموزشی می‌شوند (در این بخش مؤسسات آموزشی برای دانش آموزان مد نظر است، نه مؤسسات آموزشی عالی)! اما باید ابتدا بررسی کرد که چرا مؤسسات آموزشی باید وجود داشته باشند؟ آیا قرار است در این مؤسسات چیزی به جز آن‌چه که در مدارس تدریس می‌شود، به دانش آموزان آموخته شود؟ اگر آری پس چرا همه دانش آموزان و آن هم در مدارس نباید از این موارد بهره‌مند شود؟ و اگر خیر پس اساس شکل‌گیری این مؤسسات به چه هدفی است؟

شاید بتوان یکی از اصلی‌ترین دلایل شکل‌گیری مؤسسات آموزشی برای دانش آموزان را وجود سدی به نام کنکور دانست! سدی که هنوز بسیاری از جوانان با استعداد و کوشای این سرزمین را در پشت دیوارهای مستحکم خود نگه داشته است! با توجه به جمعیت بالای جوانان کشور، این روزها تب و تاب کنکور، کلاس‌های کنکور و آزمون‌های آزمایشی بسیار بالا است! دور از تصور نیست که اگر امروزه از بسیاری از خانواده‌ها و جوانان پرسیده شود که چه چیزی به موفقیت شما در راه قبولی در دانشگاه کمک می‌کند، بسیاری از آن‌ها به کلاس‌های کنکوری و آزمون‌های آزمایشی مؤسسات آموزشی اشاره می‌کنند! ممکن است در نگاه اول این‌گونه به نظر برسد که این مؤسسات به موفقیت فرزندان این مرزوبوم کمک می‌کنند، اما بیایید اندکی دقیق‌تر بنگریم. اولین مشکل این مؤسسات آموزشی ایجاد نوعی بی‌عدالتی آموزشی است چرا که تمام خانواده‌ها این توانایی مالی را ندارند که فرزندان خود را در کلاس‌های کنکوری که بعضاً با قیمت‌های نجومی نیز همراه هستند و همچنین آزمون‌های آزمایشی ثبت‌نام کنند!

از بی‌عدالتی آموزشی ناشی از وجود مؤسسات آموزشی که بگذریم به مسئله‌ای مهم‌تر و عمیق‌تر می‌رسیم! بیایید به سال‌ها قبل برویم که مؤسسات آموزشی به اندازه امروز رونق نداشتند و شاید تعداد آن‌ها به تعداد انگشتان دست هم نمی‌رسید! نگاهی به سطح سؤالات کنکور در آن زمان و سطح سؤالات کنکور در چند سال اخیر اختلاف معناداری را نشان می‌دهد. سطح سؤالات کنکورهای سال‌های اخیر به مراتب دشوارتر از کنکورهای گذشته است و این موضوع هنگامی نگران‌کننده می‌شود که سؤالات هر سال به این سمت پیش رفته‌اند که بیشتر حفظیات دانش آموزان را بسنجند تا استعداد و توانایی‌های علمی آن‌ها را (آیا هدف سیستم آموزشی در کشورهای پیشرفته جهان نیز یافتن حافظانی خوب است یا جوانانی با استعداد؟) اما نقش مؤسسات آموزشی در این بین چیست؟ تنها کافی است به بررسی دقیق مؤسسات آموزشی بپردازید و به کلاس‌های کنکوری و آزمون‌های آزمایشی آن‌ها دقت کنید، سبک بسیاری از سؤال هایی که هر ساله در کنکور طرح می‌شوند شبیه سبک سؤالاتی است که در یکی دو سال پیش از آن کنکور در آزمون‌های آزمایشی مؤسسات آموزشی یافت می‌شوند! عجیب‌تر این که این موضوع به یکی از مواردی تبدیل شده است که مؤسسات آموزشی از آن‌ها به عنوان نقاط قوت خود یاد می‌کنند و سعی می‌کنند هر سال دانش آموزان بیشتری را به سمت خود جذب کنند!

پای موسسات آموزشی به مقاطع تحصیلی پایین‌تر نیز باز شده است و این می‌تواند زنگ خطری برای نظام آموزشی کشور باشد

مشخص است که حداقل یکی اصلی‌ترین ریشه‌های حرکت سؤالات کنکور به این سمت که حفظیات دانش آموزان را بسنجند به جای این‌که استعدادهای دانش آموزان و توانایی‌های علمی آن‌ها را به درستی شناسایی کنند، مؤسسات آموزشی هستند! هنوز به خاطر دارم سالی را که در آزمون کنکور شرکت کردم، مگر می‌توانم فراموش کنم سؤالاتی چون این سؤال را که برای پاسخ دادن به آن باید تعداد ناخن‌های موجود در سُم گونه‌ای از اسب که تصویر آن بر یکی از صفحات کتاب زیست‌شناسی نقش بسته بود را حفظ می‌بودم؟! چند سالی از آن زمان می‌گذرد و در این مدت در حال تحصیل در یکی از دانشگاه‌های کشور هستم اما هنوز نتوانسته‌ام به این موضوع پی ببرم که حفظ بودن تعداد ناخن‌های سُم یک اسب چگونه می‌توانست توانایی‌های علمی من و همه کسانی که چون من در کنکور شرکت کرده بودند را بسنجد؟ نمی‌دانم، شاید پیشرفت‌های علمی آینده بتوانند ثابت کنند که حفظ بودن چنین اطلاعاتی بسیار مهم‌تر از توانایی‌های علمی و استعدادهای جوانان است، کسی چه می‌داند!

متأسفانه شاید بتوان گفت که قدرت مؤسسات آموزشی امروزه حتی بیشتر از مدارس کشور است، چرا که بسیاری از دانش آموزانی که به بهترین دانشگاه‌های کشور راه می‌یابند، به ناچار از به اصطلاح خدمات این مؤسسات بهره گرفته‌اند! اما مشکلات مؤسسات به همین جا ختم نمی‌شود، متأسفانه در سال‌های اخیر شاهد تبلیغات گسترده برخی از این مؤسسات برای دانش آموزان مقطع ابتدایی هستیم! سؤال مهم این است که آیا سیستم آموزشی کشور چنان ضعیف شده که حتی نمی‌تواند پایه‌های علمی آینده‌سازان این مملکت که باید در دوره ابتدایی بنا نهاده شوند را به درستی بنا کند؟ یا این‌که این مؤسسات مردم را چون کیسه‌های پولی یافته‌اند که به راحتی و با استفاده از ترفندهای تبلیغاتی می‌توانند تمام این کیسه‌ها را خالی کنند؟ ترس از آن می‌رود که به زودی این مؤسسات به پیش‌دبستانی‌ها و مهدهای کودک نیز راه یابند و بخواهند به اصطلاح خدمات خود را از قشر کودک جامعه نیز دریغ نکنند! به کجا چنین شتابان؟

سدی به نام کنکور

entrance-exam

امروزه و با پیشرفت نظام‌های آموزشی، شیوه سنجش دانش آموزان در کشورهای پیشرفته جهان تغییر کرده است و در کم‌تر کشوری دیده می‌شود که آزمونی چون کنکور سرنوشت بسیاری از جوانان یک جامعه را مشخص کند! در بسیاری از کشورهای پیشرفته امروزه این دانشگاه‌ها هستند که خود آزمون‌هایی اختصاصی را برگزار می‌کنند و تنها افرادی می‌توانند در این آزمون‌ها شرکت کنند که پیش‌نیازهایی که این دانشگاه‌ها تعیین کرده‌اند را داشته باشند، همین مورد سبب می‌شود که هر گروهی از دانش آموزان با توجه به استعدادها و توانایی‌های خود بتوانند در آزمون ورودی برخی یا تمام دانشگاه‌ها شرکت کنند و به دنبال آن، هم خود فرد تصمیم می‌گیرد که در چه دانشگاهی مشغول به تحصیل شود و هم دانشگاه با آزمون خود بررسی می‌کند که آیا این فرد توانایی تحصیل در این دانشگاه را دارد یا خیر. اما چرا در ایران هنوز آزمون کنکور تعیین می‌کند که کدام دانش آموز در کدام دانشگاه باید به تحصیل مشغول شود؟

اگر قرار است که کنکور برداشته شود باید زیرساخت‌های آموزشی کشور را نیز اصلاح کرد

پاسخ این سؤال را باید در سیستم آموزشی پیش از ورود به دانشگاه جست‌وجو کرد، نتیجه نظام آموزشی در مدارس کشورهای پیشرفته تربیت دانش آموزانی است که با استفاده از اطلاعات و دانشی که به دست آورده‌اند هر کدام علایق و توانایی‌های خود را شناخته‌اند و حال می‌دانند که با توجه به توانایی‌ها و علایقی که دارند کدام دانشگاه، رشته و در ادامه راه را برای آینده خود انتخاب کنند! اما هنگامی که به سیستم آموزشی در ایران می‌نگریم، بسیاری از دانش آموزان حتی پس از پایان دوران تحصیل خود در مدرسه نمی‌دانند که در آینده تصمیم دارند که در چه حرفه‌ای مشغول به کار شوند! بسیاری آینده خود را به دست کنکور می‌سپارند و پس از اعلام نتایج کنکور تازه تصمیم می‌گیرند که در چه دانشگاه و چه رشته‌ای به تحصیل مشغول شوند! مشکل اصلی به پیش از کنکور باز می‌گردد جایی که نتیجه تحصیل در مدارس، دانش آموزانی هستند که حجم بالایی از اطلاعات را در حافظه خود دارند اما هنوز نمی‌دانند که از این اطلاعات چگونه برای رقم زدن آینده خود استفاده کنند! تفاوت اصلی سیستم آموزشی کشورهای پیشرفته با سیستم آموزشی در ایران این است که در کشورهای پیشرفته دانش آموزان اطلاعات جدیدی را کسب می‌کنند و می‌آموزند که چگونه از این اطلاعات برای رقم زدن آینده خود و جامعه استفاده کنند، اما در ایران دانش آموزان تنها حجم بالایی از اطلاعات جدید را کسب می‌کنند که شاید حتی کاربرد این اطلاعات را هم به درستی نیاموخته باشند!

تا زمانی که نتیجه سیستم آموزشی دانش آموزهایی هستند که فقط با حجم بالایی از اطلاعات در حافظه خود همراه هستند، شاید راهی بهتر از آزمون کنکور برای سنجش دانش آموزان وجود نداشته باشد! اگر قرار باشد که کنکور به عنوان ابزار سنجش دانش آموزان حذف شود و توانایی‌ها و استعدادهای دانش آموزان به شیوه‌ای صحیح مورد سنجش قرار بگیرد، ابتدا این سیستم آموزشی است که باید اصلاح شود به گونه‌ای که بتواند دانش آموزانی را تربیت کند که هر کدام بتوانند از اطلاعات خود بهره گیرند و راه آینده زندگی خود را به درستی انتخاب کنند.

خانواده

مشکلات علمی و آموزشی جامعه تنها به سیستم آموزشی ختم نمی‌شود و گاهی خانواده‌ها این چرخه معیوب را تکمیل می‌کنند! در سال‌های اخیر که قشر جوان جامعه سهم بالایی از جمعیت را در اختیار دارند و تب‌وتاب شغل و آینده آن‌ها بسیار بالا است، خانواده‌ها چگونه فرزندان خود را برای آینده‌ای بهتر راهنمایی می‌کنند؟

یکی از مشکلات بزرگ در جامعه ما این است که خانواده‌ها تنها به بعد مالی آینده فرزندان خود می‌نگرند و کم‌تر دیده می‌شود که خانواده‌ها با توجه به سلیقه فرزندان خود آن‌ها را به سوی آینده‌ای بهتر که به آن علاقه‌مند نیز هستند، راهنمایی کنند! در نتیجه امروزه بسیاری از خانواده‌ها در تلاش هستند که فرزندان خود را به سوی رشته‌هایی چون پزشکی و مهندسی ترغیب کنند و همه توان خود را به کار می‌گیرند تا فرزندان آن‌ها بتوانند در رشته‌هایی قبول شوند که از نظر مالی در جامعه در جایگاه بالایی قرار دارند! شاید در نگاه اول این موضوع مثبت به نظر برسد، اما اگر از بسیاری از جوانان نظرخواهی شود چه بسا که بسیاری از آن‌ها به این رشته‌ها علاقه‌مند نباشند اما به دلایلی از جمله این که سیستم آموزشی نتوانسته قدرت تصمیم‌گیری در مورد آینده را به خوبی به آن‌ها بیاموزد و از طرف دیگر خانواده با بیان ابعاد مالی چنین رشته‌هایی توجه آن‌ها را به سوی این رشته‌ها جلب کرده است، دانش آموزان به صورت ناخودآگاه به سمت چنین رشته‌هایی کشیده می‌شوند در حالی که خود می‌دانند علاقه چندانی به این رشته‌ها ندارند! ساده بگوییم: خانواده‌ها متاسفانه این روزها می‌خواهند چیزهایی که خودشان نتوانسته‌اند به آن‌ها دست‌یابند را از طریق فرزندان به دست بیاورند. کافیست در یک مهمانی به همراه خانواده بنشینید، افراد فامیل می‌پرسند فرزند شما در چه رشته‌ای مشغول به تحصیل است؟ فوراً والدین می‌گویند مهندسی یا پزشکی می‌خواند. این در حالی است که فرزند خانواده ساکت نشسته و همین نشان می‌دهد که رشته‌ای که در آن مشغول به تحصیل است، تحمیلی بوده و علاقه‌ای به آن ندارد.

خانواده‌ها می‌خواهند رویاهای خود را با تحمیل عقاید به فرزندان، به واقعیت تبدیل کنند

نتیجه چنین فرآیندی این است که بسیاری از دانش آموزان در رشته‌هایی در دانشگاه مشغول به تحصیل می‌شوند که چندان علاقه‌ای به آن‌ها ندارند، در ادامه این دست از دانش آموزان که تمایلی به رشته خود ندارند یا در سختی رشته خود می‌مانند و در نهایت نمی‌توانند از رشته موردنظر فارغ‌التحصیل شوند و یا به هر شکلی دوران دانشگاه را نیز می‌گذرانند اما هنگامی که در جامعه به فعالیت در حرفه‌ای که آموخته‌اند مشغول می‌شوند، با وجودی که شاید دیگر از نظر مالی دغدغه و مشکلی نداشته باشند اما چون در حرفه‌ای که بدان علاقه مند نیستند مشغول به فعالیت هستند، نشاط و سرزندگی را در زندگی خود گم کرده‌اند و از سوی دیگر شاید حتی به انجام درست وظایف خود چندان رغبتی نداشته باشند! به راستی چه میزان از جوانان کشور امروز در رشته‌هایی که به آن‌ها علاقه دارند، مشغول به تحصیل هستند؟

استفاده نادرست از تکنولوژی

pexels-photo-159886

هرچه از مشکلات نظام آموزشی سخن بگوییم، نمی‌توان از سهم استفاده نادرست از تکنولوژی در وضعیت علمی جوانان و آینده‌سازان کشور گذشت. استفاده ناصحیح از تکنولوژی و ابزارهای به‌روز، یکی از بزرگ‌ترین مشکلات جامعه است که نه تنها بر وضعیت علمی جامعه بلکه بر بسیاری از جنبه‌های زندگی اعضای جامعه تأثیر گذاشته است!

به راستی چرا در جامعه کودکانی را می‌بینیم که هنوز به سن ورود به مدرسه نرسیده‌اند اما از گوشی‌های هوشمند استفاده می‌کنند؟ به راستی نیاز یک کودک چند ساله به چنین ابزاری چیست؟ خانواده‌ها به دنبال دست یافتن به چه اهدافی این ابزارها را برای کودکان خود تهیه می‌کنند؟ آیا بهتر نیست به جای تهیه چنین ابزارهایی برای فرزندان، خانواده‌ها روز نه، ساعاتی را به فرزندان خود اختصاص داده و تلاش کنند تا آینده‌ای بهتر را برای آن‌ها رقم بزنند؟ از ما که بپرسید می‌گوییم خانواده‌ها حوصله فرزندان خود را ندارند و با این ابزارها می‌خواهند فرزند را مشغول کرده و از خود دور نگه دارند تا بهانه نگیرد!

از کودکان که بگذریم، به دانش آموزانی می‌رسیم که آن‌ها نیز فرهنگ استفاده درست از این ابزارها را نیاموخته‌اند! به راستی چند ساعت از اوقات طلایی فرزندان این سرزمین در شبانه روز به پای گوشی‌های هوشمند، تبلت‌ها و شبکه‌های اجتماعی می‌گذرد؟ دستاورد این گذران وقت چیست؟ آیا درست است که بهترین ساعت عمر یک دانش آموز که باید صرف کسب علم و دانش شود به پای چنین ابزارهایی به هدر رود؟

فرهنگ! پاسخ ساده‌ای که با رسیدن به آن می‌توان مشکلات استفاده نادرست از ابزارهای امروزی را به درستی برطرف ساخت. اولین بنیان برای شکل‌گیری فرهنگ در جامعه، خانواده است. آیا زمان آن نرسیده که خانواده‌ها از خواب غفلت برخیزند؟ ریشه بسیاری از مشکلات امروز جامعه به فرهنگ نادرستی برمی‌گردد که پایه‌های آن خواسته یا ناخواسته در بنیان خانواده بنا نهاده شده است! اگر می‌خواهیم فرزندانی موفق داشته باشیم، باید پایه‌های این موفقیت را در بنیان خانواده شکل دهیم! بهتر است به جای این‌که بسیاری از مشکلات فرزندان خود را به گردن جامعه بیاندازیم، از ابتدا آن‌ها را برای ساختن آینده‌ای بهتر تربیت کنیم.

دانشگاه مدرک محور

book

متأسفانه در سال‌های اخیر روند دانشگاه‌ها به این سمت پیش رفته است که تنها افرادی با مدارک علمی بالا را به جامعه تحویل دهند! همان‌طور که در ابتدای مقاله نیز اشاره کردیم، اگر به سطح مدارک علمی افراد جامعه بنگریم با آماری نزدیک به کشورهای پیشرفته‌ای چون آلمان و ژاپن روبه‌رو می‌شویم! اما کشورهایی چون ژاپن و آلمان با دانش خود توانسته‌اند به پیشرفت‌های امروزی خود دست یابند نه فقط با مدارک علمی بالا!

مدرک علمی بالا جه ارزشی دارد هنگامی که نمی‌تواند در رقم زدن آینده جامعه تأثیری داشته باشد؟ عجیب آن‌جاست که در سال‌های اخیر دیده می‌شود که با افتخار اعلام می‌شود که تمام متقاضیان شرکت در آزمون کنکور قبول خواهند شد و می‌توانند در دانشگاه مشغول به تحصیل شوند! سؤال اساسی این است که اشتغال به تحصیل در دانشگاه به چه قیمتی؟ آیا مشکل جامعه ما کمبود مدرک دانشگاهی است که چنین با افتخار اعلام می‌کنیم که تمام متقاضیان می‌توانند در دانشگاه مشغول به تحصیل شوند؟ به راستی ارزش علمی واقعی این مدارک دانشگاهی در چه سطحی است؟

هنگامی‌که دانشگاه تنها به دنبال این است که حجم بالایی از دانش آموزان را در خود بپذیرد و درنهایت آن‌ها را به همراه مدارک دانشگاهی به سمت جامعه هدایت کند، آیا می‌توان انتظار داشت که نتیجه چنین دانشگاهی تربیت جوانانی خلاق و ایده‌پرداز باشد که می‌توانند جامعه خود را متحول سازند؟

داشتن کلکسیونی از مدرک دکترا هنر نیست، در عمل چند مَرده حلاجیم؟

به‌راستی فلسفه شکل‌گیری دانشگاه‌های جدیدی که هر روزه با عنوان‌هایی جدید جای خود را در جامعه باز می‌کنند چیست؟ تربیت افرادی با مدارک و علم بالا برای کمک به جامعه یا تنها کسب درآمد از افراد جامعه به هر قیمتی؟

متأسفانه امروزه دیدگاه نادرستی در جامعه شکل‌گرفته است مبنی بر این‌که هر شخصی که بخواهد به موفقیت‌های چشمگیری در جامعه دست یابد، حتماً باید مدرک علمی بالایی داشته باشد! با نگاهی ساده به بسیاری از افراد موفق در سطح جهان به راحتی می‌توان این دیدگاه را رد کرد. شکی نیست که برای رسیدن به موفقیت در دنیای امروز، به کسب علم و دانش و بالا بردن سطح آگاهی نیاز است، اما این‌که برای موفقیت حتماً باید مدرک علمی بالایی داشت، دروغی بیش نیست که متأسفانه به باوری در جامعه تبدیل شده است و نتیجه آن جامعه‌ای با افرادی است که اکثراً با مدارک علمی بالا همراه هستند اما این مدارک ارزش علمی واقعی چندانی ندارد! برای رسیدن به موفقیت و علم، آگاهی و تلاش نیاز است نه مدرک.

آسیب‌رسانی دانشگاه‌های نو پدید و مدرک محور تنها به همین‌جا ختم نمی‌شود، متأسفانه این دست از دانشگاه‌ها سبب می‌شوند که دید جامعه نسبت به ارزش مدرک علمی بسیاری از دانشگاه‌های معتبر و با ارزش کشور نیز به دیدی منفی تبدیل شود درحالی‌که به‌راستی حساب دانشگاه‌های معتبر کشور از دانشگاه‌های مدرک محور جداست و بسیاری از موفقیت‌های امروز کشور را مدیون چنین دانشگاه‌های ارزشمندی هستیم.

فرار مغزها

brain-drain

به مواردی از مهم‌ترین مشکلات نظام آموزشی کشور اشاره کردیم، اما یکی از مهم‌ترین آسیب‌های این نظام آموزشی فرار مغزهاست! به راستی بسیاری از جوانان با استعداد و توانای این سرزمین که پشت سدهایی چون پول، بی‌عدالتی آموزشی، کنکور و عدم‌حمایت مناسب از نخبگان مانده‌اند که همه آن‌ها نتیجه سیستم آموزشی نامناسب است، و از سوی دیگر بسیاری از کشورهای پیشرفته خواهان این جوانان با استعداد هستند، چنین می‌اندیشند که چرا عمر خود را پشت چنین سدهایی تلف کنند در حالی که می‌توانند در بهترین کشورهای جهان و با امکانات گسترده به کسب علم و دانش بپردازند و نتیجه آن می‌شود که بسیاری از جوانان با استعداد این سرزمین که می‌توانند سهم بسیار زیادی در موفقیت کشور داشته باشند، به کشورهای پیشرفته‌ای می‌روند که با رویی گشاده از آن‌ها استقبال می‌کنند!

به راستی زمان آن نرسیده که با رفع مشکلات نظام آموزشی بتوان مانع خروج این جوانان توانا شد؟ چرا جوانانی با استعدادی که علاقه دارند آینده کشور خود را بسازند باید شرایط را طوری ببیند که تنها راه موفقیت خود را خروج از کشور و سفر به سمت کشورهای پیشرفته‌ای بدانند که با رویی گشاده از آن‌ها استقبال می‌کنند؟ آیا فراهم کردن امکانات برای چنین جوانان آینده سازی نباید از اولویت‌های جامعه باشد؟

منبع:

واکنش شما:
like
2
love
0
haha
0
wow
0
sad
0
angry
0

دیدگاه ها

10 دیدگاه

avatar

مرتب سازی:   جدید ترین | قدیمی ترین | بیشترین رای
عرفان
عضو
3 ماه 18 روز قبل

سلام
مقاله ی خوبی بود چه از لحاظ محتوا چه از لحاظ قلم نویسنده محترم
ولی نکته ای باید توجه کرد این است آسیب شناسی کردیم و راه حل و راه پیشگیری برای افراد و کل سیستم نگفتیم مشکلات را ما خودمان با آن سر و کله میزنیم آن چیزی که مهم تر از این است یا بهتر بگویم شما وقتی مشکل را میگویید راه حل فردی و کلی را هم باید بگویید وگرنه آن طور که باید داشته باشد ندارد
امید است در آینده به بپردازید

هدی
هدی
مهمان
3 ماه 15 روز قبل

سلام
خیلی تحلیلی درستیه و البته ما همه این ها رو می دونیم ولی درست کردنش با ما نیست مسئولین باید درستش کنند که به قول شما چون این وضع به سود خیلی هاست معلومه که درست نمیشه

سینا
سینا
مهمان
3 ماه 14 روز قبل
سلام لازم می دونم ضمن تشکر چند نکته رو اضافه کنم یکی در مورد تعطیلات در نظام آموزشی کشوراست،می دانید این سه ماه تعطیلی از کجا وارد کشورماشده است؟از اروپا زمانی که برای اولین بار می خواستند نظام آموزشی در اروپا راه بیاندازند والدین به شرطی می پذیرفتند که بچه ها وارد مدرسه شوند که سه ماه تابستان تعطیل بوده ودرکار کشاورزی به آن ها کمک کنند(چند قرن پیش)حال آن که تعطیلات طولانی بچه ها را از تعطیلی بیزار ودرس نیز از یادشان می رودو هم آن نه ماه تحصیل کودک را از درس بیزارمی کند پس باید مثل کشورهای… ادامه دیدگاه »
احسان ر
احسان ر
مهمان
3 ماه 7 روز قبل

سلام اقاي مظفروندي
خسته نباشيد
مطلبتون عالي بود و به نكات خوبي اشاره كرديد كه از هر جهت حائز اهميت بودن.
اميدوارم مسئولين بدون در نظر گرفتن سود خودشون اين مشكلات رو رفع كنن كه بعيد به نظر ميرسه

wpDiscuz

© تمامی حقوق برای وبسایت ویاتک محفوظ است. نقل مطالب سايت تنها با ذکر و لینک به منبع مجاز است.